سفیانی در اخرالزمان
سفیانی مردی سرخ رنگ، بور، چشم آبی، پیشانی پهن و چهار شانه است و صورتی خشن دارد و اثر آبله بر صورتش مشهود است. نقطه سفیدی در چشمش هست که هر که او را ببیند گمان میکند که کور است
تحرکات سفیانی علیه شیعیان نمی تواند جز با مشارکت گروهایی از اراذل و اوباش مانند وهابیون و طالبان و ... انجام گیرد
این حرکت نیاز به برنامه ریزی و ظرفیت و رهبری، پول، ارتش، و حمایت از دشمنان اهل بیت ع تحت بهانه دفاع از اهل سنت دارد.
برای پی بردن به اقداماتی که سفیانی انجام خواهد داد می توانیم به روایات رجوع کنیم اما در عین حال می توانیم نمونه های کوچکی از این اقدامات را همان گونه که قبلا عنوان کردم در برهه ای از زمان معاصر مشاهده کنیم. صدام به سفیانی کوچک معروف است، این امر می تواند در خصوص طالبان و روسای آن از بن لادن تا الزرقاوی صادق باشد.
صدام (سفیانی کوچک) ـ بن لادن و الزرقاوی
اما سفیانی برای پیش بردن کارهای خود همان گونه که به نظر شما رسید نیازمند مقدمات مفصلی است، و پشتیبان آن همان ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی ـ سعودی و ائمه کفر و نفاق و فتنه و سایر دولت های غربی و برخی دولت های عربی است، آخرین و خطرناک ترین سفیانی را این نیروها پشتیبانی خواهند کرد، کینه و عداوت این جریان را می توان در اظهارنظرهایی از قبیل: «طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ (برای پیروز شدن بر شیعیان)(۲)، جستجوی حضرت مهدی ع در عراق(۳) و حجاز و یمن(۴)، اظهارات شیمون پرز در خصوص اهمیت تشکیل ائتلاف اسرائیل با کشورهای سنی برای مقابله با خطر شیعه(۵)، و هشدار یکی از سردمداران کشورهای عربی مبنی بر تشکیل هلال شیعی و ... (۶)»
ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی ـ سعودی و ائمه کفر و نفاق و فتنه و ... پشتیبانان سفیانی
آمریکا و مقدمه سازی خروج سفیانی
از این رو می بینیم بسیاری از آن چه که مقدمات جنبش سفیانی محسوب می شود، توسط آمریکا از طریق ورود به عراق، مبارزه با دشمنان اهل بیت ع یعنی حذف صدام و الزرقاوی، و پشتیبانی از شیعیان در فلوجه، الرمادی و تکریت در ابتدای امر، و سپس ائتلاف با صدامیون و تروریست ها و برخی شیعیان فریب خورده از جمله برخی نمایندگان دولت عراق، انجام شد، پس از آن از عربستان و برخی کشورهای عربی به بهانه نجات اهل سنت، حمایت چشمگیری نمود و اکنون در آستانه خروج از عراق است ...
اما پیش از آن باعث فجایعی شد که این فجایع تا خروج آخرین سفیانی ادامه داشته و پس از آن وخیم تر نیز خواهد شد:
«يش از قيام قائم، مردم در اثر گناهانشان بوسيله آتشي كه از آسمان بر آن ها آشكار مي شود، در عذاب بوده و رنج مي برند و نشانه سرخ فامي كه آسمان را مي پوشاند و فرو رفتن زمين در بغداد و بصره و خون هايي كه در آنجا ريخته مي شود وخانه هايي كه خراب مي گردد و هلاكتي كه در بين اهالي آن سامان بوجود مي آيد و وجود چنان اضطرابي كه اهل عراق را فرا مي گيرد بگونه اي كه موجب سلب آرامش آنها مي گردد.»(۷)
طرح خاورمیانه بزرگ ـ مقدمه خروج سفیانی

ازآن جایی که سفیانی کوچک یعنی صدام می توانست در مقابل طرح خاورمیانه بزرگ مانع ایجاد کند بنابراین حذف وی برای پروژه گسترده تر آخرین سفیانی که مقدمات آن در حال حاضر فراهم شده است، الزامی بود.
سپس آمریکا به عنوان اصلی ترین حامی سفیانی با نیروهای نظامی و غیرنظامی در کرانه باختری و اسرائیل و اردن و لبنان و عراق ظاهر شده (همان طوری که یکی از بزرگان لبنان نیز گفته بود: این سفارت امریکا در لبنان است که کشور را اداره می کند) و دیگر چیزی جز جنگ با سوریه یا کشیدن آن کشور به سوی جنگ داخلی باقی نمانده است، در صورت انجام این امر احتمالا سفیانی بعدها جهت اصلاح امور آن وارد سوریه می شود و بر منبر آن قرار می گیرد. در آن زمان دیگر ایران به عنوان متحد سوریه نمی تواند کمکی به بهبودی اوضاع کرده سوریه را از مشکلات داخلی و فشارهای خارجی رهایی بخشد.
رنگ سرخ پرچم سفیانی؛ و سیاست خونین وی

اکنون روایاتی را که بر سفیانی انطباق دارد مرور می کنیم:
«سفیانی از شهر های روم میآید؛ در حالی که نصرانی است و بر گردنش صلیب آویخته است.»(۸) (این روایت به صورت مرسل می باشد یعنی سند آن ذکر نشده است)
امام صادق علیه السلام می فرماید:
«اگر سفیانی را ببینی او پلید ترین مردمان است, بور و سرخ آبی است. می گوید:«پروردگارا, ابتدا انتقام سپس اتش جهنم پروردگارا, پروردگارا, پروردگارا,سپس برای اتش جهنم»(۹)
گفتیم که برخی احادیث پرچم وی را سرخ رنگ معرفی کرده است:
«خروج سفیانی. خروج او با پرچمی سرخ خواهد بود که امیر و فرمانده آن هم مردی از قبیله کلب است.»(۱۰)
همان طور که دیدیم، این تعریف علاوه بر این بیان گر رنگ ظاهری پرچم وی است یا این که رنگ سرخ بر آن غلبه دارد، از سیاست خونین وی نیز پرده بر می دارد و سیاستی که صاحب این پرچم در پیش می گیرد خونین و سرخ است.
عوام فریبی و ریاکاری سفیانی
البته در برخی روایات پرچم وی سبز رنگ آمده است:
«خروج سفياني با پرچم سبز و صليب طلايي است.»(۱۱)
همان طور که دیدیم خروج وی با پرچم سرخ خواهد بود اما در توضیح این روایت می توان گفت همان گونه که در فرهنگ عام رايج است، مردم رنگ سبز را به نشان ديني بودن و صليب را به عنوان نماد غرب و يا غربزدگي مي شناسند. پس ميتوان اين طور برداشت كرد كه سفياني شخصي است غربي و يا غربزده كه ادعاي ديانت ميكند و با تبليغات وسيع، توسط پول، سرمايه و عوام فريبي اش همانند معاويه، گروه زيادي را، به لطف پرچم سبز اطراف خود جمع مي كند.(۱۲)
همان گونه که در روایتی دیگر آمده است:
«سفياني در اثر عبادت بسيار زرد رنگ به نظر مي رسد»(۱۳)
و این نشان از عوام فریبی وی دارد.
* غربی ها عامل اصلی تحرک سفیانی
* آیا نبرد احتمالی رژیم صهیونیستی با سوریه خروج احتمالی سفیانی را در پی خواهد داشت؟
امام صادق ع می فرماید:
«آن گاه که فتنه را در شام دیدی آن وقت زمان مرگ است و مرگ، تا آن که بنی اصفر (رومی ها) به حرکت درآیند.» (۱۴)
از آن جایی که عامل اصلی تحرک سفیانی رومیان یا غربی ها هستند بنابراین در روایت نیز از این حرکت به حرکت رومیان تعبیر شده است.
با توجه به این حدیث و تحرکات اخیر در روابط بین اسرائیل و سوریه و تهدید اسرائیل برای حمله به سوریه آیا می توان این تحرکات را به فتنه در شام سپس خروج احتمالی سفیانی و باقی قضایا تعبیر کرد؟ والله اعلم

ورود سفیانی به عراق
پس از آن حدیث مربوط به سفیانی و خراسانی در رابطه با عراق را داریم:
«بدون شك خاندان فلان حكمرانى مى كنند و چون به فرمانروائى رسيدند اختلاف پيدا مى كنند و حكومتشان از هم مى پاشد و كارشان پراكنده مى شود، تا اينكه خراسانى و سفيانى بر آنها خروج مى كنند، يكى از مشرق و ديگرى از مغرب ، همچون ستوران در مسابقه به سوى كوفه مى شتابند. او از آنجا و ديگرى از اينجا، تا اينكه هلاكت خاندان فلان بدست اين دو خواهد بود. و اين دو نفر يكى از آنها را باقى نمى گذارند.» (۱۵)
و مراد از فرزندان فلان در اينجا ممكن است خاندان شيصبانى حاكم عراق و يا فرزندان شيصبان ديگرى باشند. (۱۶)
در نسخه خطى ابن حماد آمده است:
«سواران سفيانى همچون شب ظلمانى و سيل ويرانگر روى مى آورند به هر چيز كه برسند آنرا هلاك و نابود مى كنند تا آنكه وارد كوفه مى شوند و پيروان آل پيامبر ص را بقتل مى رسانند آنگاه از همه جانب به جستجوى اهل خراسان مى پردازند در حاليكه اهل خراسان به طلب مهدى برمى خيزند و او را مى خوانند و به يارى او مى شتابند.»(۱۷)
فرو رفتن سپاه سفیانی در بیداء
پس از آن حدیث خسف و فرو رفتن ارتش سفیانی را می بینیم و آیه کریمه 47 سوره مبارکه نساء مربوط به این امر است که خداوند خطاب قرار می دهد:
«ا ایها الذین آمنوا الکتاب آمنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل ان نطمس وجوها علی ادبارها.»
اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پيامبر خود) نازل كرديم -و هماهنگ با نشانههايى است كه با شماست- ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم، سپس به پشت سر بازگردانيم ...
ملا محسن فیض کاشانی صاحب کتاب المحجه البیضا به نقل از کتاب اختصاص شیخ مفید در خصوص تفسیر این آیه آورده است «... این آیه در مورد آن ها (سفیانی و ارتش فرورفته وی) نازل شده است.»
در نسخه بن حماد از حفصه نقل شده است كه گفت :
«از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: لشكرى از جانب مغرب مى آيد و اين خانه (كعبه ) را مى خواهد، تا آنكه به بيابان مى رسد و زمين آن را در خود فرو مى برد كسانى كه پيشاپيش آن هستند باز مى گردند تا ببينند چه بر سر آن قوم آمده است كه آنها هم به همان مصيبت گرفتار مى شوند آنگاه خداوند هر كس را بر طبق نيت او بر مى انگيزد.»(۱۸)
در همين كتاب از ابى قبيل نقل شده است كه گفت :
«از آنها يكى باقى نمى ماند مگر يك بشارت دهنده و بيم دهنده اى ، اما بشارت دهنده نزد مهدى عليه السلام و يارانش مى آيد و از آنچه اتفاق افتاده خبر مى دهد و گواه صحنه ، در چهره اش پيداست ، يعنى خداوند صورت او را به پشت سر او برمى گرداند و بدين ترتيب با مشاهده برگشتن چهره او به پشت سر، سخن او را تصديق مى كنند و آگاه مى شوند كه آن قوم در زمين فرو رفته اند و دومى همانند اولى ، خداوند چهره اش را به عقب برمى گرداند، نزد سفيانى مى آيد و آنچه بر سر ياران او آمده براى وى بازگو مى كند سفيانى نيز به جهت علامتى كه در او مى بيند گفته وى را باور مى كند و آن را مطابق با واقع مى داند. و اين دو مردانى از قبيله كلب هستند.» (۱۹)
و آیه 47 سوره نساء که قبلا ذکر شد.
نبرد ایران و سفیانی
همان گونه که آقای علی کورانی در کتاب عصر ظهور آورده است:
«وقتى سواران سفيانى به سوى كوفه رفتند، گروهى را در جستجوى اهل خراسان مى فرستد و در اين حال اهل خراسان به طلب مهدى بيرون مى آيند آنگاه هاشمى با درفش هاى سياه در حاليكه شعيب بن صالح در پيشاپيش آنها حركت مى كند با امام مهدى علیه السلام ملاقات مى كند و همچنين آن حضرت در محل دروازه استخر با ياران سفيانى برخورد مى كنند و بين آنها نبردى بزرگ رخ مى دهد. در اين هنگام درفش هاى سياه آشكار مى شود و سواران سفيانى پا به فرار مى گذارند. در اين بحبوحه مردم آرزوى ديدار مهدى (ع) را داشته و او را مى جويند.»
معناى جمله «هاشمى با او ملاقات مى كند» يعنى حضرت مهدى (ع ) و هاشمى خراسانى فرمانده نيروهاى ايرانى يكديگر را ملاقات مى كنند، چنانكه روايت بعدى صريحا بر آن دلالت دارد، يعنى گروههاى ايرانى در جستجوى امام مهدى (ع ) بيرون مى آيند تا با او بيعت نموده و در كنار آن حضرت ، عليه دشمنان به نبرد بپردازند. از اين رو متوجه جنوب ايران نزديك مرزهاى خشكى حجاز، از ناحيه بصره مى گردند، در اين هنگام است كه فرمانده آنها هاشمى خراسانى و سپاهيان وى با حضرت ملاقات مى كنند، به اين معنى كه امام مهدى ارواحنا فداه ، پس از آزاد كردن حجاز و حركت به سمت جنوب ايران ، با آنان ملاقات مى كند، آنگاه نبرد ياد شده با نيروهاى سفيانى كه روايت اشاره مى كند به اينكه آنها وارد جنوب ايران و عراق مى شوند، بوقوع مى پيوندد ...
روايت ذيل آمدن حضرت مهدى (ع ) به جنوب ايران را بيان و نيز جنگ دروازه استخر يا كوه سفيد را توصيف مى كند. ولى متاءسفانه در متن روايت ، نوعى آشفتگى وجود دارد:
«سفيانى لشكريان خود را پس از ورود به كوفه و بغداد در سراسر دنيا منتشر مى سازد و از ناحيه ماوراءالنهر، از اهل خراسان ، ترس و وحشتى به او مى رسد، آنگاه سپاهيان مشرق (به لشكريان سفيانى هجوم مى آورند و آنها را بقتل مى رسانند) وقتى اين خبر به او مى رسد سپاهى گران به استخر مى فرستد و در اين زمان (سفيانى و نيروهايش ) و حضرت مهدى (ع ) و هاشمى در كوه سفيد برخورد مى كنند و در آنجا بين آنها كارزارى چنان بزرگ بوقوع مى پيوندد كه سواران ، خون را به ساقهاى پاى اسبان خود مى رسانند.»
روايت نخستين تاءثير شگرفى را كه در اثر شكست نيروهاى سفيانى در نبرد اهواز بوجود مى آيد، ياد مى كند كه در هواداران حضرت مهدى (ع ) در ميان ملتهاى مسلمان موجى بر پا مى كند بطوريكه براى پيوستن به آن حضرت و بيعت با وى دست به حركت و جنبش مى زنند.
«در اين هنگام مردم آرزوى ديدار حضرت مهدى علیه السلام را مى كنند و او را جستجو مى نمايند.»
به هر حال ، روايات راجع به جنگ هاى سفيانى در عراق بعد از فرو رفتن لشكر او در منطقه حجاز، هر گونه كه باشد، آنچه كه در آن ترديدى نيست اين است كه بعد از اين حادثه ، وارد مرحله عقب نشينى و شكست مى گردد. و تمام سعى او صرف حفظ و نگهدارى قلمرو حكومت خود يعنى سرزمين شام و نيز تقويت آخرين خط دفاعى فلسطين و قدس و آمادگى در برابر حمله نيروهاى حضرت مهدى (ع ) مى شود.(۲۰)
* خاتمه
معتفدم سفیانی و خراسانی در حال حاضر وجود دارند و همین طور سید یمانی که عرش حکومت طواغیت را به لرزه درآورده است.
قبل از خاتمه این بحث مایلم بگویم آیا فریاد امام حسین ع در روز عاشورا را که فرمود: هل من ناصر ینصرنی را به یاد می آورید؟ این فریاد در هر زمان و مکانی وجود دارد و بر گوش ما طنین انداز است و آن عبارت است از همان رسالت الهی دفاع از دین و جنگ با شیطان. بر هر مومنی روی زمین واجب است پاسخ این استمداد را بدهد و بگوید: «لبیک یا حسین» و آرزوی این که «یا لیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیمت» و این فریاد می گوید: فرزند امام عسکری ع را خوار نکنید زمانی که پشت به حجر الاسود (سنگی که خداوند متعال عهدهایی را در آن به ودیعه نهاد و بوسیله آن در عالم ذر از ما میثاق هایی گرفته است) می ایستد و به خونخواهی جدش امام حسین ع ندا سر می دهد، آیا همان گونه که اصحاب حسین ع به وی لبیک گفتند ما (زن و مرد، کودک و جوان و نوجوان و پیر و ... ) نیز به مهدی ع لبیک خواهیم گفت؟ یا وی را خوار نموده و بهانه جویی خواهیم کرد همان گونه که بسیار ی از اهل کوفه کردند پس باید از خودمان (زن و مرد) بپرسیم که آیا آماده ایم؟
اینجاست که امام باقر ع می فرمایند:
قائم ع آن روز در مكه است و پشت به خانه كعبه داده در حالى كه پناه به كعبه برده است .پس ندا مى دهد: اى مردم ! ما از خداوند طلب يارى مى كنيم .پس، هر كسى از مردم كه دعوت ما را اجابت كرد بايد بداند كه ما از اهل بيت پيامبر شماها هستيم و من از همه مردم سزاوارتر هستم نسبت به خداوند بزرگ و پيامبر او.
اى مردم ! هر كسى كه با من محاجه كند در مورد آدم عليه السّلام ، بايد بداند كه من نسبت به آدم از همه برترم و هر كسى كه در ارتباط با نوح با من محاجه كند، بايد بداند كه من نسبت به نوح از همه مقدم ترم و هر كسى كه با من محاجه كند نسبت به ابراهيم ، بايد بداند كه من اولى از همه هستم و آن كسى كه نسبت به حضرت محمد صلى الله عليه و آله از همه برترم و هر كسى كه در ارتباط با انبياء با من محاجه كند، من اولى هستم از همه نسبت به انبياء.
آيا نمى بينى كه خداوند در قرآن محكمش مى فرمايد:
«خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و دودمان عمران را بر عالميان برگزيده است» (33 آل عمران)
پس، من باقيمانده از آدم و ذخيره از نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه اى هستم از وجود مقدس محمد ص آگاه باشيد، هر كسى كه با كتاب خدا با من به مجادله بپردازد، من اولى از همه هستم نسبت به قرآن خداوند، و هر كسى در ارتباط با سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله با من محاجه نمايد، من از همه سزاوارترم نسبت به آن بزرگوار. شما را به خدا سوگند مى دهم آن افرادى كه امروز سخنان مرا
شنيدند آن را به غايبان برسانند. از شما سؤ ال مى كنم به حق خداوند و حق رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به حق من بر شما كه به جهت نزديك بودن با رسول خدا بر شما دارم (فرزند او هستم ) ما را يارى كنيد نسبت به آن افرادى كه به ما ظلم كردند. به درستى كه ستمگران ما را از وطنمان دور ساختند و حق ما را غصب كردند و ما و فرزندانمان را آواره نمودند و درباره ما ستم روا داشتند و نگذاشتند كه ما از حق خودمان استفاده كنيم و اهل باطل بر ما افترا بستند. بترسيد از خدا، بترسيد از خدا و ما را رها نسازيد بلكه ياريمان كنيد تا اينكه خداوند شما را يارى فرمايد.
در اين موقع خداوند سيصد و سيزده تن اصحاب خاص آن حضرت را مانند ابرهاى پراكنده در فصل سوم از فصول چهارگانه كه آن را (خريف) (پاييز) مى نامند در خدمت آن حضرت حاضر مى كند و اين جريان (حضور اصحاب) اى جابر! مصداق اين آيه شريفه است :
«هر كجا باشيد خداوند همه شما را به ميعادگاه خواهد آورد، به درستى كه خداوند بر هر چيز تواناست» (148 بقره)
پس آن سيصد و سيزده تن بين ركن و مقام با آن حضرت بيعت مى كنند (با مهدى آل محمد ع) و بااو عهدى است از رسول الله صلى الله عليه و آله كه توسط پدران بزرگوارش به دست او رسيده است .
اى جابر! قائم مردى است از فرزندان امام حسين (ع) كه خداوند امر قيامش را در يك شب اصلاح مى كند.
اى جابر! چگونه براى اين مردم مشكل است باور كنند كه او (قائم ) فرزند رسول اكرم صلى الله عليه و آله است و مقام وراثت از آباء و اجدادش به او رسيده و او وراث علم همه آنهاست ؟
اى جابر! اگر پذيرفتن اينها بر مردم مشكل باشد اما صيحه آسمانى را نمى توانند نپذيرند كه او (قائم آل محمد ع) را به اسم خودش و نام پدرش و اسم مادرش معرفى مى كند (محمد فرزند حسن مادرش نرجس ، ديگر نمى توانند او را رد و انكار كنند)(۲۱)
بسمه الله الرحمن الرحیم