مي توان اين گفته فوكوياما را به گونه اي ديگر تعبير كرد كه شيعه راهي است كه مبدأ آن كربلاست و مقصدش رسيدن به جامعه آرماني مهدوي است. به عبارتي اين دو طرف، هويت شيعه را پديد آورده است. از همين رو است كه امروز در غرب و به خصوص در دانشگاه ها و مراكز پژوهشي آمريكا، امام زمان(عج) شناسي بسيار اوج گرفته است. چون كه قصد مقابله با آن را دارند.هراس آمريكايي ها از انتظار شيعيان و ظهور موعود آنها، در سينماي اين كشور نيز خودنمايي مي كند. آنها به نبردي پاياني بين خودشان با ما اعتقاد دارند. به همين دليل نيز در اين زمينه به صورت مداوم كار فرهنگي مي كنند. اين جريان در هاليوود به فيلم هاي آخرالزماني معروف شده. آثاري كه آمريكا در آنها به ترسيم جنگي نهايي بين خودشان به عنوان جبهه حق و دشمنانشان- كه آشكارا مسلمان و شرقي هستند- مي پردازد. «آرماگدون»، «ماتريس»، «ارباب حلقه ها» و... نمونه هاي معروف اين نوع فيلم ها هستند. از نمونه هاي اخير نيز مي توان به فيلم هايي چون «بيولوف»، «هري پاتر»، «قطب نماي طلايي»، «نارنيا»و ... اشاره كرد.در اين فيلم ها از يك طرف باورهاي مسيحيت صهيونيسم در زمينه پايان تاريخ تبليغ مي شود و از طرف ديگر، تصويري هيولاوار و ترسناك از طرف مقابله ارائه مي گردد. اين فيلم ها گوياي اين هستند كه آمريكايي ها سينما را جز در خدمت اهداف سياسي نمي خواهند و باورهاي عقيدتي و ايدئولوژيك خود را -از جمله در مورد آخرالزمان- در فيلم هايشان بيان مي كنند. اما در اين جنگ نرم فرهنگي، كشور ما فعلاً سكوت كرده است. سكوتي كه نوعي انفعال در زمينه پرداختن به مسئله انتظار موعودو آخرالزمان را در سينما به وجود آورده است

در حالي كه جبهه مقابل ما از تمام ابزار فرهنگي و هنري براي القاي حقانيت خودش و ارائه تصويري مخدوش از امام زمان(عج) استفاده مي كند، در سينماي ما تقريباً هيچ فيلمي به اين موضوع به شكل جدي نپرداخته است. براساس خبرهاي اعلام شده، جريان مسيحيت صهيونيسم كه امروز بر آمريكا حاكم است، بودجه اي ميلياردي براي شناسايي امام زمان(عج) شيعيان و راه هاي مقابله با آن اختصاص داده است، كه فيلم هاي اشاره شده هم بخشي از آن است. اما در كشور ما و در شرايطي كه رهبر انقلاب بارها بر مهندسي فرهنگي تأكيد كرده اند، هيچ سياستگذاري و برنامه ريزي درستي در سينما براي به تصوير كشيدن آخرالزماني مطابق باورهاي اسلامي و شيعي نشده است.در حالي كه سينما يكي از بهترين ظرفيت ها براي به تصوير كشيدن انتظار موعود در ميان شيعيان و فرهنگسازي در اين زمينه است. حتي به اين وسيله مي توان به انتشار انديشه عدالت طلبانه و آزادي خواهانه مهدوي، در سايركشورها پرداخت و زمينه را براي پيشبرد سياست هاي كشورمان در عرصه خارجي فراهم كرد.البته براي به تصوير كشيدن موضوع مهدويت، صرفاً لزومي به محدود شدن به مسائل ماورايي و فانتزيك نيست. بلكه مي توان در قالبي رئال و حتي درباره مسائل روز جامعه، با نگاهي آرمانگرايانه و چالشي مبحث انتظار را مطرح كرد. انتظار موعود در سينما، يعني تقابل حق و باطل. يعني رهايي و اعتلاي انسان