معرفت به امام در اوج جلوه های بصیرت است .بصیرت به آنکه امام چه جایگاهی دارد-

چه اهدافی را دنبال می کند -چه دغدغه ای دارد - منتظر چیست -چگونه باید او را یاری

کرد-وظیفه  دیگران در قبال او چیست -منتظر وقتی جایگاه بی بدیل ولی خدا را دریافت که

سخن و رفتار او نشانه الهی دارد و رفتار او باذن و اداره الهی است جز بر مسیر الهی

نمی گوید ونمی رود {و ما ینطق عن الهوی*ان هو الا وحی یوحی}

(از هوا و هوس سخن نمی گوید ٫سخنان او وحی الهی است )

چون فهمید ولی خدا٬تنها راه هدایت است نه یکی از راه ها وکشتی نجات امت است که جز

همراهی با آن ٬طوفان بلاست و غرق شدن هر چند اگر پسر نوح باشی با کشتی و نوح اگر

نباشی غرقی .

{السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک}

(سلام بر تنها راه الهی که اگر کسی جز آن رود هلاک می شود)

{مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق}

(اهلبیت من ٬چون کشتی نوح اند که هر که سوار کشتی نوح گردد ٬نجات یافته و هر که آن

را ترک گوید ٬غرق شود)

آن گاه خود را با تمام وجودهمراه ولی خدا میکند {فمعکم معکم لا مع غیرکم }........

با شماییم ٬با شما٬نه با غیر شما..........................

چون دریافت ولی خدا دلسوزترین و مهربانترین است..........

با تمام وجود به او عشق می ورزد ٬عشقی آگاهانه به ولی خدا که مهربان و دلسوز است

و جز او راهی به هدایت نیست . پس با تمام وجود خود را تسلیم راه و مسیر او می کند ...

{فابذل نفسی و مالی و ولدی واهلی و جمیع ما خولنی ربی}.........

(فدایت پدر و مادرم ٬اهل و خانواده ام و آنچه خدا به من داده است )

بصیرت این که امام از او چه می خواهد ؟چه وظیفه ای در قبال او دارد.ولو امام اودر

دوران غیبت است٬ولی از منظر او غیبت به مثابه مشاهده و دیدار اوست.چرا که به وظیفه

آشنا و به آن عمل می نماید....